فطرت محوری
هشت شاخص اصلی فطرتمحوری که با مبنا قرار دادن آنها در تربیت، میتوان مدرسهای را فطرتمحور دانست عبارتند از: حقخواهی، زیباییخواهی، امنیتخواهی، عزتخواهی، عدالتخواهی، آزادیخواهی، بینهایت خواهی و کمالخواهی. مهمترین نتیجه قابل مشاهده فطرتمحوری در تربیت دانشآموزان، داشتن فرزندانی با روح و روان سالم است.
حرکت بر مسیر انگیزه درونی
انگیزه درونی، رضایت خاطر و میلی است که از درون انسان سرچشمه میگیرد و انگیزه بیرونی، اعتبارهای اجتماعی، تشویق و تنبیه و… است. مهم آن است که انگیزههای بیرونی، تنها عامل کنترل رفتار فرد در محیط نباشند و از این سطح به سمت انگیزههای درونی سوق پیدا کنند. بهطور مثال تقلب نکردن دانشآموزان، نه از سر ترس از مراقب یا تشویق مراقب، که به عنوان یک ارزش، درون فرد شکل گرفته و با تمام وجود خود مشتاق به آن باشد.
زندگی بر مدار بندگی
مدرسه، به عنوان متولی امر تعلیم و تربیت انسان، باید افق صحیحی از عبودیت داشته باشد. عبودیت با عبادت متفاوت است. عبادت، یک عمل و جزئی از عبودیت است. اگر چه یکی از ابزارهای رسیدن به عبودیت، عبادت است، اما عبودیت یعنی جریان خدا در تمام لحظات زندگی فرد. در زندگی بر مدار بندگی، ارزشگذاری در ارتباط با خدا تعریف میشود و نه در ارتباط با چیز دیگری.
تربیت پویا
مدرسه به عنوان یک نظام اجتماعیِ در حال رشد، خود، نیازمند نقد، تغییر، بهبود، بهروزرسانی و انعطافپذیری در یک فرآیند مستمر است. در تربیت پویا، ساختمان و طراحی فضای داخلی مدرسه، ساختار سازمانی، برنامههای آموزشی و تربیتی، روشهای تدریس، روشهای ارزشیابی دانشآموزان، مدیریت عملکرد کادر و … دائماً مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت و منجر به تغییر و تحول خواهد شد.
تفاوت های فردی
انسانها با یکدیگر متفاوتند و هر کدام در مسیر تربیتی و آموزشی خود، جایگاه، چالش و پیشرانههای مخصوص به خود را دارند. از این رو، برای تربیت، معلمراهنما، هر دانشآموز را در بافت مسائل خود میبیند و متناسب با آنها برنامهریزی میکند. بر مبنای قوانین آفرینش، دانشآموزان هر یک استعداد و توانایی منحصربهفردی دارند که در صورت کشف شدن و پرورش یافتن، موفقیت فرد و جامعه تضمین خواهد شد. حال آن که در نظام آموزشی متداول نه تنها استعدادهای درونی دانشآموزان کشف نمیشود بلکه با ارائه معیارهای همگانی و ارزشهای واحد برای تمام دانشآموزان، تمرکز آنها بر حوزههای مورد علاقهشان کاسته میگردد.
لذت دانش اندوزی
علمدوستی در ذات انسان قرار دارد. یعنی نیروهای درونی، او را به سمت فهم و دانایی سوق میدهد. دانشاندوزی و کسب علم، علاوه بر فضیلت و جایگاه اجتماعی و کاربرد آن در زندگی شخصی و اجتماعی فرد، موافق فطرت دانشآموزان نیز هست. رواق بر این عقیده است که نگاه به دانشآموزان به عنوان مخزنهایی خالی که برای پر شدن از علوم و دانشهای گوناگون، در اختیار مدرسه قرار میگیرند، راهکاری غلط و آسیبزاست. دانشآموزان باید مشتاقانه و بالذت بیاموزند و کاربرد آن را در زندگیشان دریابند.